تبلیغات
چارچوب
قالب وبلاگ

شعری که میثم مطیعی در فراغ استادش خواند

نور این کوچه خیابان از تو بود .... روشنی چشم ایران از تو بود
آه نفس مطمئن، آرام ما .... بین وانفسای تهران از تو بود
هر شب ماه مبارک بعد از این .... سخت دلتنگ صدایت می شویم
شام احیا لحظه ی قرآن به سر.... بی قرار ربنایت می شویم
مو سپید رو سفید ای پیر عشق ....از حبیب بن مظاهر یاد کن
اربعین شد چند خطی مقتل بخوان ....از زیارت های جابر یاد کن
تا که باشی روضه خوان اهل بیت ....بر سر خان کرم دعوت شدی
مثل جابر حاج آقا مجتبی ....اربعین آمد تو هم دعوت شدی
پا برهنه،غسل کرده،با ادب ....زیر لب در گفتگویی با حسین
آمدم باز آمدم مولای من ....خواندمت فاسمع ندائی  یاحسین
با حسین و یا حسین و یا حسین و  ....نغمه ی هر صبح و شام تو بود
دلخوشی مان در شلوغی های شهر .... لحن گرم و صوت آرام تو بود
نور می بارید پای منبرت ....جان به سوی آسمانها راه داشت
زنده می شد دل از انفاس خوشت ....حرف حرفت عطر روح الله داشت


برچسب ها: آقا مجتبی، تهرانی، شعر میثم مطیعی، حاج آقا مجتبی، میثم مطیعی، مطیعی،  
[ شنبه 16 دی 1391 ] [ 06:18 ب.ظ ] [ صادق ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


WeblogSkin